شعر و ادبيات

نگاهی به “برف”؛ سروده مهدی اخوان ثالث

akhavan

عجب حکایت عجیبی است این برف و عجب حکایت عجیبی ‌است آن برف. با این تفاوت که این برف آسمانی ماندگار نیست و پس از لختی تابش خورشید چیزی جز یاد از سفیدی آن نمی‌ماند و آن برف مهدی اخوان ثالث هر چه می‌گذرد ماندگارتر می‌شود. چندی‌ست قصد کرده بودم که روایتی از یک دو شعر زیبای اخوان داشته باشم ... ادامه مطلب »

یادداشت نوروزی: باید خواندها

Capture

فکر کردم که اکنون که فرصت و فراغت نوروزی مهیاست بهترین یادداشت این است که پیشنهاداتی برای مطالعه ارائه کنم. در این یادداشت به معرفی کتاب‌ها و مقالاتی پرداخته‌ام که خودم خوانده‌ام و خواندنش را به دیگران نیز توصیه می‌کنم. ادامه مطلب »

یک‌سال اندوه، دو شعر و یک بزرگ‌داشت

EslamiBidgoli

نهم فروردین ماه 1392، واژه هرگز وارد زندگی من شد و اکنون یک‌سال از نبود مردی که مرد بود گذشته است. دانشگاه تهران تصمیم دارد که چهارشنبه 20 فروردین ماه مراسم بزرگ‌داشتی برای دکتر غلامرضا اسلامی بیدگلی برگزار کند؛ از سال 15 الی 17، سالن الغدیر دانشکده مدیریت دانشگاه تهران. ادامه مطلب »

سه هذیان

111

توضیح: این یادداشت کمی شخصی است و در ۲۹ اسفند ۱۳۹۲ نوشته شده است. یک: پیرزن پیرزن آخرین خاطره‌های خود را مرور می‌کند. خاطره‌هایش که تمام بشود، نفس‌هایش هم ته می‌کشد لابد. او که تاریخ تولد دورترین‌ها را در یاد داشت، حالا نمی‌داند نام فرزندش که از کنارش رفته غلامرضا بوده یا عباس… ما هم شاید داریم آخرین خاطره‌های آینده ... ادامه مطلب »

یادنامه‌ای به بهانه تولد پدر

dr

پیش از این در یادداشتی اشاره کردم که مجله بازار و سرمایه یادنامه‌ای درباره پدر منتشر کرده است که بسیاری از دوستان، همکاران و استادان دانشگاه درباره ایشان نوشته‌اند. دیروز، ۱۸ تیرماه، سالروز تولد دکتر غلامرضا اسلامی بیدگلی بود. به همین بهانه یادداشت‌هایی که درباره پدر نوشته شده است را بارگذاری کردم. لازم به ذکر است که دکتر تنعمی، دکتر ... ادامه مطلب »

بهاریه: سین، پدر و یادداشت‌های بعدی

bahar

صفر: این یادداشت همیشه هزار بهانه برای ننوشتن‌های طولانی هست. اما این‌بار بهار بهانه‌ای شد برای نوشتن. در این یادداشت در بخش “یک: سین” و “دو: پدر دلم تنگ است” دو شعر از دو شاعر آورده‌ام که با حال هوای این روزهای من عجین شده است. اولی درباره “بهار” است و دومی درباره “پدر”. در هر دو شعر فصل‌هایی هست ... ادامه مطلب »

مصاحبه با استاد علیرضا طبایی

tabaee

۱۴ آذر ماه تولد استاد علیرضا طبایی شاعر خوب هم‌روزگار ماست. علیرضا طبایی معلم ما بود در مدرسه علامه حلی تهران و حضورش و نامش یادآور بسیاری خاطرات خوب است. پیش از این مجموعه شعر “شاید گناه از عینک من باشد” را  در یادداشتی به همین نام معرفی کردم (نیمکت). همان یادداشت باعث شد تا دوباره خدمت استاد برسیم و ... ادامه مطلب »

بهانه‌هایی برای دوباره نوشتن و چند هایکو

زمان زیادی‌ست که ننوشته‌ام. سال نو هم محرک موثری نبود برای نوشتن دوباره. البته اگر ننوشتم یعنی اینجا ننوشتم. گاه گاهی مقاله‌ای، یادداشتی … نوشتم، چند سخنرانی کرده‌ام و چند دوره آموزشی برگزار کرده‌ام؛ اما نیمکت و وب‌سایت (www.eslamibidgoli.com) را آپ! نکردم. دوستان زیادی هم کامنت گذاشتند و حتی ایمیل زدند که “پس چه شد این نیمکت بلورین؟!” همین چندی ... ادامه مطلب »

نگاهی به “برف”؛ سروده مهدی اخوان ثالث

عجب حکایت عجیبی است این برف و عجب حکایت عجیبی‌است آن برف. با این تفاوت که این برف آسمانی ماندگار نیست و پس از لختی تابش خورشید چیزی جز یاد از سفیدی آن نمی‌ماند و آن برف مهدی اخوان ثالث هر چه می‌گذرد ماندگارتر می‌شود. چندیست قصد کرده بودم که روایتی از یک دو شعر زیبای اخوان داشته باشم اما ... ادامه مطلب »

توبه نحس (داستان کوتاه)

تقدیم به تو. نوبت من است که بنویسم. توضیح: این داستان در سه اپیزود نوشته شده است. … توبه نحس (۱) فضای وهم‌انگیز و دودآلودیه. من دست‌های پیرزنی رو گرفتم که از دره پرت نشه پایین. خوب نگاهش می‌کنم. نه امکان نداره بشناسمش. به هر حال با هر جون کندنیه بدن لاغر و نحیفش رو از پرتگاه می‌کشم بالا…. یک ... ادامه مطلب »