نگاهی به آزمون دکترای مالی

اخیرا سازمان سنجش و آموزش کشور طی اطلاعیه‌ای مواد امتحانی گروه علوم انسانی آزمون سراسری نیمه متمرکز دکتری تخصصی (Ph.D) را اعلام کرده است. این یادداشت نگاهی است به مواد آزمون دوره دکتری تخصصی مدیریت مالی که به نظر نگارنده آینده این رشته را به خطر خواهد انداخت و شخصا بسیار متعجبم که چرا تا به حال عکس‌العملی از سوی دانشجویان و اساتید این رشته بروز داده نشده است.

پیش از آغاز مطلب ذکر این نکته ضروری می‌نماید که در این یادداشت به مزایا و معایب برگزاری آزمون به صورت نیمه متمرکز پرداخته نشده است و آن‌چه مورد بررسی بوده، قرار گرفتن مدیریت مالی (FInance) در رده رشته‌های مدیریتی است. اینجانب اکیدا معتقدم که آزمون دکتری مدیریت مالی باید به‌طور جداگانه و با سرفصل‌های کاملا جدا از سایر رشته‌های مدیریت برگزار شود.

بسیاری از پژوهشگران و فعالان رشته مالی در ایران بر این عقیده‌اند که عمده ضعف این رشته در ایران عدم تمرکز روی پایه‌های اصلی این رشته می‌باشد که از آن‌جمله می‌توان به ضعف عمومی دانشجویان در فهم اقتصاد و همین‌طور ضعف در مبانی ریاضی اشاره کرد (می‌توانید به سخنرانی‎های مکرر دکتر غلامرضا اسلامی بیدگلی، دکتر حسین عبده تبریزی، دکتر علی جهانخانی و … مراجعه کنید). بخشی از این ضعف‌ها به این علت است که رشته مدیریت مالی در ایران به عنوان شاخه‌ای از رشته اقتصاد مورد بررسی قرار نمی‌گیرد و اصولا خواستگاه دانشگاهی این رشته در ایران (بر خلاف دانشگاه‌های معتبر جهان) حسابداری و مدیریت بوده است. درست به همین جهت بوده است که تا همین چندی پیش دانشجویان دکتری مدیریت مالی (هم‌دوره‌های دکتر بت‌شکن، دکتر پویان‌فر، دکتر صالح آبادی و …) درس‌هایی از مدیریت سازمان و رفتار سازمانی و … می‌خواندند در حالی‌که هیچ درسی از تئوری بازی‌ها و اقتصاد سنجی مالی و … در سرفصل‌هایشان نبود (یا اگر هم بود بسیار مختصر بود) و حتی دوره کارشناسی ارشد مدیریت مالی به عنوان شاخه‌ای از مدیریت بازرگانی ارائه می‌شد (و هنوز هم برخی دانشگاه‌ها این‌گونه‌اند).

البته که این ضعف شناخته شده بود و کم‌کم در حال مرتفع شدن بود. درس‌‌های دوره دکتری اصلاح شدند (حداقل در دانشگاه‌های تهران، بهشتی و علامه طباطبایی این‌گونه شد) و درس‌هایی مانند مبانی سازمان و مدیریت و رفتار سازمانی و مدیریت استراتژیک و … حذف شدند. دوره‌های کارشناسی ارشد مالی مستقل شدند (جز در چند دانشگاه محدود ماند دانشگاه شاهد) و حتی در سطح کارشناسی هم رشته مالی از مدیریت بازرگانی جدا شد (که من البته با این آخری موافق نیستم). هم چیز به این سمت پیش می‌رفت که مدیریت مالی ( که مبانی مستقی دارد و بسیار بیشتر از سایر رشته‌های مدیریتی به ریاضیات وابسته است) مستقل شود که ناگهان این اطلاعیه سازمان سنجش و آموزش کشور مثل پتک فرود آمد…

در این اطلاعیه مدیریت مالی هم در مجموعه مدیریت و در کنار رشته‌های بازرگانی، دولتی، صنعتی، فناوری اطلاعات، سیاست­گذاری علم و فناوری، کارآفرینی، منابع انسانی، اجرایی، تولید و عملیات، استراتژیک، سیاست‌گذاری بخشعمومی، رفتاری، سیستم‌ها، بازاریابی بین‌الملل و تحقیق در عملیات قرار گرفته است. بنابراین برای ورود به مقطع دکتری، داوطلبان باید در درس‌های زیر نمره قبولی کسب کنند و سپس در آزمون تخصصی که به طور جداگانه در هر دانشگاه‌ها برگزار خواهد شد شرکت کنند:

  • زبان انگلیسی
  • استعداد تحصیلی
  • ریاضی و آمار
  • تئوری‌های مدیریت
  • دروس تخصصی (تحقیق در عملیات، مدیریت استراتژیک، رفتار سازمانی)

سوال این‌جاست که خروجی چنین آزمونی چه کسانی خواهند بود؟ آیا ریاضی و آماری که در این آزمون مورد سوال قرار خواهد گرفت در سطح ریاضی و آماری است که دانشجویان مالی نیاز دارند (که متفاوت و بسیار بالاتر از سایر رشته‌های مدیریت است)؟ اصولا چرا یک دانشجو که می‌خواهد تحصیلات خود را در مقطع دکتری مدیریت مالی ادامه دهد باید درس‌هایی چون تئوری مدیریت را مطالعه کند؟ مگر نه این است که که این‌گونه درس‌ها به دلیل که این مورد نیاز نبودند حذف شدند؟ فرض بر این است که دروس تخصصی ذکر شده در بند آخر شامل رشته مدیریت مالی نمی‌شود و الا این فاجعه عمیق‌تر خواهد بود.

هر چند شیوه برگزاری آزمون هنوز در هاله‌ای از ابهام است اما اگر قرار باشد خروجی‌های این آزمون پس از آزمون انتخاب رشته کنند، آن‌گاه دانشجویان مالی شانس کمتری از دانشجویان رفتار سازمانی و مدیریت بازرگانی برای قبولی خواهند داشت و در نتیجه خروجی آزمون کسانی خواهند بود که درک کمتری از مسایل اقتصادی، مفاهیم ریاضی مورد نیاز در حوزه مالی و حتی مفاهیم حسابداری مورد استفاده در این حوزه دارند و این یعنی ورود دوباره دانشجویانی که در پایه‌های علوم مالی لنگ می‌زنند. (هر چند ممکن است در مباحثی مثل رفتار سازمانی بسیار عمیق باشند)

حالا چه باید کرد؟

البته که بسته به نوع تصمیمی که قرار است گرفته شود می‌توان راه حل‌های بسیاری طراحی کرد که برخی از آن‌ها به شرح زیر است:

  1. ۱٫       دانشجویان قبل از این آزمون انتخاب رشته کنند. در این صورت داوطلبان رشته مالی با خودشان رقابت خواهند کرد. هر چند در این صورت هم سرفصلی مثل تئوری‌های مدیریت یا مدیریت استراتژیک بی‌ربط خواهد بود.
  2. ۲٫       سرفصل تئوری مدیریت برای دانشجویان مالی حذف شود و به جای آن اقتصاد خرد و کلان و مفاهیم مالی و سرمایه‌گذاری (به عنوان درس تخصصی داوطلبان رشته مالی) اضافه شود.
  3. ۳٫       بهترین پیشنهاد از نگاه من این است که رشته مدیریت مالی به عنوان مجموعه‌ای جداگانه مورد آزمون قرار بگیرد. فراموش نکنیم که دانشگاه‌های کشور قصد دارند به زودی رشته‌های مدیریت سرمایه‌گذاری، مدیریت ریسک، بانکداری و … را هم اضافه کنند و در آن‌صورت جدا بودن رشته‌های علوم مالی از رشته‌های مدیریت ضروری خواهد بود.

پیشنهادات فوق به شرطی است که سازمان سنجش و آموزش کشور اصرار داشته باشد که آزمون را به صورت نیمه متمرکز برگزار کند، و الا یک راه هم برگزاری آزمون در دانشکده‌هاست (همان روشی که تا به امروز انجام می‌شده است.)

پی‌نوشت۱: بزرگوارانی که نام آن‌ها در متن یادداشت آمده است همگی از اساتید و فعالان خوشنام و معروف حوزه مالی هستند و از این‌رو به عنوان شاخص معرفی شده‌اند.

پی‌نوشت ۲: این یادداشت به هیچ وجه قصد ندارد که توانایی عزیزانی که در سایر رشته‌های مدیریتی تحصیل کرده‌اند را زیر سوال ببرد. بلکه تاکید دارد که توانایی‌های مورد نیاز در آن رشته‌ها با توانایی‌های مورد نیاز در علوم مالی متفاوت است.