مصاحبه با استاد علیرضا طبایی

۱۴ آذر ماه تولد استاد علیرضا طبایی شاعر خوب هم‌روزگار ماست. علیرضا طبایی معلم ما بود در مدرسه علامه حلی تهران و حضورش و نامش یادآور بسیاری خاطرات خوب است. پیش از این مجموعه شعر “شاید گناه از عینک من باشد” را  در یادداشتی به همین نام معرفی کردم (نیمکت). همان یادداشت باعث شد تا دوباره خدمت استاد برسیم و این‌بار در فضایی دوستانه‌تر از گذشته به یادگیری پرداختیم. از آن روز هم چندین بار به بهانه‌های مختلف مزاحم علیرضا طبایی شدیم.

همین چندی پیش هم به بهانه مصاحبه‌ای به مناسبت تولد استاد علیرضا طبایی در منزل او بودیم. دوست و هم‌کلاسی قدیمی‌ام، کیوان صادقی، هم همراه من بود. ماحصل آن گپ و گفت دوستانه امروز سه شنبه ۱۴ آذر ماه در روزنامه اطلاعات  منتشر شده است. (لطف هنر، در کمیابی آن است)

چند نکته هم قابل ذکر است. اول این‌که در تهیه این مصاحبه احمد طبایی (فرزند بزرگ استاد علیرضا طبایی که خودش دستی هم بر شعر و داستان‌نویسی دارد) بیش از من نقش داشت. این را از آن جهت گفتم که در روزنامه اطلاعات فقط از من و کیوان نام برده شده است. دوم این‌که استاد طبایی به تازگی کتاب شعر ارزشمندی درباره ایران منتشر کرده‌اند به نام “مادرم ایران”. کتابی هم در دست انتشار دارند به نام “تندر اما ناگهانی‌تر”. به زودی درباره کتاب اول خواهم نوشت.

یک نظر

  1. سلام
    سوالات خوب بودند و جواب ها خیلی خیلی جامع و مانع بودند.
    برام جای سوال هست که چرا ایشون به شهرت شاعرانی نظیر شاملو، بهبهانی، رهی معیری و… نرسیدند در حالیکه در توانایی قلم کم از آنها ندارند؟
    و اینکه در جایی خیلی زیبا گفتند”بعضی مواقع انسان به این نتیجه می‌رسد که بهتر است بعضی از اشخاص را به صورت دورادور بشناسد تا آن ذهنیت که از طریق آثارشان در ذهن شکل گرفته است، ویران نشود.” و این نتیجه وقتی حاصل می شود بسیار ناراحت کننده است….

جوابی بنویسید

ایمیل شما نشر نخواهد شد

* Copy This Password *

* Type Or Paste Password Here *

شما می‌توانید از این دستورات HTML استفاده کنید: <a href="" title=""> <abbr title=""> <acronym title=""> <b> <blockquote cite=""> <cite> <code> <del datetime=""> <em> <i> <q cite=""> <strike> <strong>