بهاریه: سین، پدر و یادداشت‌های بعدی

صفر: این یادداشت

همیشه هزار بهانه برای ننوشتن‌های طولانی هست. اما این‌بار بهار بهانه‌ای شد برای نوشتن. در این یادداشت در بخش “یک: سین” و “دو: پدر دلم تنگ است” دو شعر از دو شاعر آورده‌ام که با حال هوای این روزهای من عجین شده است. اولی درباره “بهار” است و دومی درباره “پدر”. در هر دو شعر فصل‌هایی هست که بسیار دوستشان دارم.

در بخش آخر هم درباره چند یادداشت بعدی نوشته‌ام. با همین اندک، فرارسیدن نوروز باستانی را به همه دوستان و همراهان وب‌سایت و نیمکت تبریک می‌گویم و سرآخر این‌که این روزها عجیب در جستجوی دعا هستم.

یک: سین

 بوی بهار در مشام آینه پیچیده‌است

اندیشه‌های پاک اهورایی

          همراه من

          کنار هفت سین خالی از ‌تو‌

نشستند

با هم

          به زیر لب

تو را شبیه دعا خواندیم،

باور نمی‌کنم که بیایی

          اما برای آمدنت

          باز هم

                    غزل خواندیم

شعر “سین” از سروده‌های “فروغ رئوفی”

دو: پدر دلم تنگ است

. . .

پدر تو می‌دانی

که عشق در قفس شهر پا نمی‌گیرد

که عشق در قفس شهر، لال خواهد شد

چه روزهای سیاهی!

چه فصل دلتنگی!

پدر به مزرعه برگردیم

به فصل شبنم و بانگ خروس و صبح زلال

به بازخوانی عطر نجیب خاطره‌ها

به میهمانی باران، به باغ چلچله‌ها

به میهمانی آواز آشنای بهار

به میهمانی آغوش باز گندمزار

“پدر دلم تنگ است”

بخشی از شعر “پدر به مزرعه برگردیم” از مجموعه “آوازهای اهل آبادی” سروده محمدرضا عبدالملکیان.

سه: یادداشت‌های بعدی

برای سال‌نامه “تجارت فردا” یادداشتی نوشته‌ام با عنوان “اقتصاد دولتی: آبستن رانت و فساد” که یادداشت بعدی به آن اختصاص خواهد داشت. همچنین به زودی (و دوباره) یادداشت نیمکت بلورین را خواهم نوشت.

۹ نظر

  1. من هم هر دو شعر را دوست داشتم. شعر اول را شنیده بودم اما شاعرش را نمیشناختم

  2. من این شعر دوم رو خیلی دوست داشتم… بهانه‌ی نوشتنت رو خوب میدونم و خیلی دلم میخواست که پیشت بودم.. کاری که از دستم برمی‌آید اینکه این روزهای که در جستجوی دعایی بیشتر برات دعا کنم رفیق قدیمی…

  3. تسلیت میگم آقای دکتر!
    امیدوارم خداوند به شما و خانواده محترم صبر بده!
    من و همه اهالی دانشگاه و شاگردان دکتر رو در غم خودتون شریک بدونید!

    زندگی صحنه یکتای هنرمندی ماست
    هر کسی نغمه خود خواند و از صحنه رود
    صحنه پیوسته به جاست
    خرم آن نغمه که مردم بسپارند به یاد!

    با تقدیم احترام

  4. سلام ،
    صمیمانه به شما و خانواده محترم تسلیت عرض می کنم.
    جای استاد همیشه خالی خواهد بود.
    با تقدیم احترام

  5. سلام
    تسلیت کمترین واژه ای است که خدمت شما و خانواده گرامیتان عرض می نمایم امید دارم غم آخر شما باشد.
    حسین بیدگلی

  6. اندوه،و فرصت از دست رفته چیزهایی است کهاین روزها با انها خود را مشغول کرده ام:
    اندوه از دست دادن استاد و صد البته پدری معنوی که شاید در سه جلسه ی یک ساعته روح مرا تسخیر کرد و تاسف اوقاتی که می توانست بیشتر باشد اما دست تقدیر امان نداد.
    شعرها را دوست دارم چرا که گویی قلب من این اشعار را سروده.
    التماس دعا

  7. خیلی چرت پرتی به قرآن. اصن نابودما!!!

  8. از وقتی رفتی کوچه مان
    باران  را نمی شناسد

    بغض من را ابرها می فهمند
    و روزهای خیس پاییزی

    تاک انگور هم  نای سبز ماندن را ندارد
    چه رسد به گلدانهای کوچک لب طاقچه!

    کجا بروم که تو  نباشی ؟
    اصلا مگر می شود تو نباشی!
    همه با نگاهشان از من سراغ  تو را می گیرند
    ومن سراغ خودم را

    این منم که گم شده ام. این منم که نیستم  نه تو
    پاییزبرایم زیبا نیست  یعنی امسال دیگر زیبا نیست

    تازگی ها صدای ناله برگهای زرد را می شنوم
    برگها ازسبز نماندن دلخور نیستند
    از اینکه از آغوش درخت بیافتند می ترسند
    از اینکه بی تکیه گاه شوند

    حالا می فهمم که اشک ریختن بهانه زیادی نمی خواهد
    کافیست دلت سوخته باشد
    کافیست از آغوشی افتاده باشی
      یا تکیه گاهت رفته باشد

    گاهی پنجره ها هم با من می گریند
    ولی قطره های باران را بهانه می کنند

    تو نیستی، اما همه چیز اینجا از تو نشان دارد
    خشت خشت این خانه دست های تورا به خاطرمی آورد

    هنوز هم ،هنوز هم آینه ها انعکاس چشمان تواند
    اما،اما  دیگرکسی نیست که صبح زود را از خواب بیدار کند
    وبوی نان تازه  را به هوای خانه ارزانی
    از وقتی رفتی دلتنگی اینجا جا خوش کرده است
    از وقتی رفتی اشکها جولان می دهند
    از وقتی رفتی…
    اولین سالگرد درگذشت استاد اسلامی بیدگلی را خدمت شما و خانواده محترمتان تسلیت عرض نموده و از خداوند منان علو درجات را برای آن استاد بزرگوار خواستارم

  9. سلام
    لطفاًً پاییز برایم زیبا نیست یعنی امسال دیگر زیبا نیست را به صورت بهار برایم زیبا نیست اصلاح بفرمایید

جوابی بنویسید

ایمیل شما نشر نخواهد شد

* Copy This Password *

* Type Or Paste Password Here *

شما می‌توانید از این دستورات HTML استفاده کنید: <a href="" title=""> <abbr title=""> <acronym title=""> <b> <blockquote cite=""> <cite> <code> <del datetime=""> <em> <i> <q cite=""> <strike> <strong>